الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

268

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

كارم از هندى و زلفش واژگون * روز من شب شد شبم روز از جنون 636 شكر منعم هو الحق علماى « اماميه » ، بلكه « معتزله » هم كه اماميّه متمسّك به اذيال ايشانند ، در جميع مسايل اصوليّه و كلاميّه سواى از بحث امامت استدلال نموده‌اند كه شكر منعم اگر شرعا هم وارد نمىشد ، عقلا واجب بود ؛ چه هركس بر آن‌چه از قوا و حواس باطنى و ظاهرى به او عطا شده ، نظر نمايد و به نور فطرت به آن‌چه از دقايق حكم باهره در بدن او مركب است ، تأمّل كند و انواع نعم و آلايى كه در ذات خود موجود دارد ، مشاهده نمايد ، عقل او به حكم محكم ، حكم مىكند تا آن كس كه اين نعماى عظيم را به او ارزانى داشته ، احق است به شكر و اليق است به عدم كفر و آنان كه از شكر اين نعم و الا و ايادى متواتر كه در ليل و نهار ، سرّ و جهار دارند ؛ تغافل ورزند ، مستوجب عتاب و بلكه مستحقّ عذاب خواهند شد . « اشاعره » هم دلايل و براهينى كه به ظنّ خود بر بطلان سخن « اماميّه » حجّت قاطع بودند ، ايراد نموده ، ردّ دليل علماى ايشان را مصمّم گشتند . بالاخره گفتند : سلّمنا ، حسن و قبح هردو عقلىاند ، ليكن ما را دليلى هست كه قول و اعتقاد شما را مضعف و مبطل باشد . شما عقلا وجوب شكر منعم را از خوف عقاب و مظنّهء عقاب مىدانيد . همين معنى بر بطلان مدّعاى شما و عقليّت وجوب شكر ، دليل واضحى است . چنان‌كه پادشاهى مبسوط اليد كه از شرق تا غرب ، مالك روى زمين است و نزديك و دور را از اهالى مملكت خود خاصّ و عام بر مائدهء عظيمهء « لا مقطوعة و لا ممنوعة » كه مشتمل بر انواع مطاعم شهيّه و مشحون به اقسام مشارب سينه باشد ، جمع دارد و مطيع و عاصى از آن تمتّعى گيرند . در آن ميانه ، مسكينى كه هرگز نمك‌چش خوان او نشده ، بر آن مائده حاضر آمد و او را لقمهء واحده دهد و آن مسكين از عطاى آن لقمهء ناچيز ، زبان به شكر و توصيف پادشاه گشايد . لاجرم كسى كه از عقل برخوردار باشد ، مىداند كه شكر آن مسكين عين استهزاست . چه نعمت خداوند عالم به ما ، به نسبت شأن عظيمش به مراتب از آن لقمه كمتر است . پس به دليل عقلى هم ظاهر شد كه منع از شكر نعم الهى واجب و راى متين و طبع مستقيم ، حكم به وجوب آن نتوان كرد . « بهاء الدين عاملى » در اين باره از قول علماى « اماميّه » اعتراضى بر دليل « اشاعره » گرفته ؛ مثالى را كه ابراز نموده‌اند ، كلامى ناصواب و تشنه‌كامان وادى حق و بطلان را سيراب نخواهد كرد . حمد و ثنا بر ملك ، از عطيّهء لقمهء عديم المقدارى كه به استهزا محسوب